Menu Close Menu
کرونا، ویروسی در مسیر مدرنیته

زندگی در حضور یک ویروس

زندگی در حضور یک ویروس

چیزی حدود یک سال قبل، اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم اول اسفند 1398 بود که شیوع ویروس کرونا در ایران به صورت رسمی اعلام شد. با اعلام این خبر، پیش از خود ویروس این بهت و ترس بود که به جان مردم افتاد. رفتارها تغییر کردند و چیزی تحت عنوان پروتکل‌های بهداشتی آنقدر تکرار شد تا به بخش مهمی از زندگی مردم تبدیل شد. این وسط اما خیلی چیزها هم به واسطه همین ویروس آنقدر از مردم دور شدند که حتی شاید از یاد رفتند. یادمان رفت که وقتی به هم می‌رسیم باهم دست بدهیم و اگر کمی محبتمان به همدیگر ویژه‌تر است یکدیگر را در آغوش بکشیم. غذا خوردن در بیرون از خانه و رفتن به کافه و جاهای شلوغ سخت‌تر شد. عادت کردیم که فوتبال را فقط از قاب تلویزیون و آن هم بدون حضور تماشاگران در ورزشگاه، تماشا کنیم. و البته تحمل کردیم که نه تئاتر ببینیم، نه به سینما برویم و نه هیچ رویداد هنری دیگری را از نزدیک شاهد باشیم. همه چیز مجازی و آنلاین شد، انگار که کرونا ویروسی در مسیر مدرنیته باشد.

سی روز آنلاین/ توحید سیف: چیزی حدود یک سال قبل، اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم اول اسفند 1398 بود که شیوع ویروس کرونا در ایران به صورت رسمی اعلام شد. با اعلام این خبر، پیش از خود ویروس این بهت و ترس بود که به جان مردم افتاد. رفتارها تغییر کردند و چیزی تحت عنوان پروتکل‌های بهداشتی آنقدر تکرار شد تا به بخش مهمی از زندگی مردم تبدیل شد. این وسط اما خیلی چیزها هم به واسطه همین ویروس آنقدر از مردم دور شدند که حتی شاید از یاد رفتند. یادمان رفت که وقتی به هم می‌رسیم باهم دست بدهیم و اگر کمی محبتمان به همدیگر ویژه‌تر است یکدیگر را در آغوش بکشیم. غذا خوردن در بیرون از خانه و رفتن به کافه و جاهای شلوغ سخت‌تر شد. عادت کردیم که فوتبال را فقط از قاب تلویزیون و آن هم بدون حضور تماشاگران در ورزشگاه، تماشا کنیم. و البته تحمل کردیم که نه تئاتر ببینیم، نه به سینما برویم و نه هیچ رویداد هنری دیگری را از نزدیک شاهد باشیم. همه چیز مجازی و آنلاین شد، انگار که کرونا ویروسی در مسیر مدرنیته باشد. هنر یک پدیده انسانی است و بنابراین به صورت مستقیم با انسان سر و کار دارد. برای مثال در هنر تئاتر باید برروی صحنه یک زندگی شکل بگیرد، و مخاطب نفس به نفس به تماشای آن بنشیند. نفسی که حالا باید جلوی آن را می‌گرفتیم تا یکدیگر را به ویروس آلوده نکنیم. به همین خاطر و برای مثال همین هنر تئاتر نزدیک به یک سال، حداقل در اردبیل به طور مطلق تعطیل شد. چراغ کم سوی هنر خاموش شد و حتی بعضا تاثیراتی بر پیکر هنر گذاشت که بعد از پایان همه گیری کرونا هم پا برجا خواهند ماند. با طولانی‌تر شدن وضعیت حاضر، مردم کم کم به زندگی در حضور یک ویروس عادت کردند. آنها بعد از سپری شدن ماه‌های اول همه‌گیری به بخش‌هایی از کار و زندگی عادی خود برگشتند، انگار که همگی تا حدودی یاد گرفته بودیم با کرونا کنار بیاییم. اما در این میان هنر هنوز در حاشیه بود. همان هنری که در روزهای اول همه گیری و خانه نشینی‌های طولانی مدت از طریق دنیای مجازی به کمک مردم آمده بود، فیلم‌ها و سریال‌ها، فیلم تئاتر‌ها، کنسرت‌های آنلاین و موسیقی جز اصلی‌ترین سرگرمی‌های مردم در دوران قرنطینه کرونایی محسوب می‌شدند. بدین ترتیب بسیاری از هنرمندان، بخصوص هنرمندان خارج از پایتخت منبع درآمد خود را از دست دادند و شرایط اقتصادی در این مدت برای هنرمندان سخت‌تر از سایر قشرهای جامعه شد. دولت برنامه‌های حمایتی کارسازی را ارائه نکرد و حمایت‌های جسته و گریخته هم راه به جایی نبرد. در این میان هر از گاهی هم بحث بر سر بازگشایی تئاترها، سالن‌های سینما، برقراری کنسرت‌های موسیقی و برپایی نمایشگاه‌های هنری پیش می‌آمد که موافقان و مخالفان خود را داشت. بعضی از رویدادهای هنری هم به صورت آنلاین برگزار شدند که هرچند چراغ هنر را روشن نگه داشتند اما آن لطف سابق را نداشتند. در نهایت اما با عبور از پیک سوم کرونا در کشور و نزدیک شدن به ماه بهمن و فصل جشنواره‌های هنری، زمزمه برگزاری جشنواره‌های مختلف به صورت حضوری و با رعایت پروتکل‌های بهداشتی به گوش رسید. اتفاقی که بسیاری از آن انتقاد کردند، و عده‌ای هم آن را برای شرایط کنونی هنر و جامعه ضروری دانستند. ستاد ملی مقابله با کرونا پروتکل‌های مربوط به بازگشایی سالن‌های سینما و تئاتر با سی درصد ظرفیت را ابلاغ کرد و بالاخره پای هنرمندان و هنردوستان به مراکز هنری باز شد. همزمان با بازگشایی مراکز هنری و برگزاری رویدادهای مختلف در کشور، در اردبیل هم نمایش «ایچیمده بیر آراز آددیملاییر» به نویسندگی عارف مهتاب و کارگردانی غریب منوچهری، بعد از نزدیک به یک سال روی صحنه مجتمع فرهنگی هنری فدک رفت، همچنین همزمان با سی و نهمین جشنواره فیلم فجر، شانزده فیلم حاضر در بخش مسابقه ملی این جشنواره در دو سینمای مرکز استان و یک سینمای شهرستان پارس آباد به روی پرده می‌روند تا بار دیگر هنر در اردبیل جان بگیرد. در این میان انتقادها هنوز ادامه دارد و موافقان برگزاری رویدادهای هنری نیز بر اعتقاد خود هستند که هنر باید زنده بماند. شور و شوق هنردوستان از حضور در مجامع هنری بعد از نزدیک به یک سال از چهره آن‌ها پیداست و ترس نیز در دل آنها خود را نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد که در کنار جبر زندگی در حضور ویروس کرونا، باید به راه حل‌های برگزاری رویدادهای هنری در حضور این ویروس نیز عادت کنیم و نگذاریم چرخ اقتصاد هنر برای همیشه از کار بایستد.   در بازنشر این نوشتار از سی روز آنلاین امانتدار منبع انتشار باشیم/ 

اشتراک گذاری
ثبت دیدگـاه
Captcha
دیدگاه های کاربران