Menu Close Menu
یادداشت

دو رویکرد کاملا متضاد به ساحت فرهنگ و هنر

دو رویکرد کاملا متضاد به ساحت فرهنگ و هنر

در یک هفته دو رویکرد کاملا متضاد را در شهر تبریز و اردبیل شاهد بودیم در رویکرد اول که در شهر تبریز اتفاق افتاد آیه فتبارک الله احسن الخالقین معنی می شود. انسان تا سرحد عشق و توحید مست  می شود.اما در رویکرد دوم تئوری انسان گرگ انسان توماس هابز تفسیر می شود. مگر می شود فاصله جغرافیایی 240 کیلومتری در عرصه فرهنگ به فاصله 13 قرنی منتج شود. چه باید کرد؟

سی روز آنلاین/حسین بشیری گیوی:

رویکرد اول :تجلیل از پارسا خائف هنرمند نوجوان و با استعداد اردبیلی در شهر تبریز شهر اولین ها توسط دکتر دبیری رئیس بیمارستان  بین المللی فوق تخصصی ولیعصر و رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی تبریز و اهدا تابلو نقاشی ستارخان و هدایای با ارزش جهت تشویق این هنرمند نوجوان و با استعداد ایران که در سنین نوجوانی به درجه استادی در ردیف خوانی و آوازخوانی رسیده است. در این جلسه دکتر دبیری دستور تشکیل تیم فوق تخصصی پزشکی زیر نظر دکتر رحیمی را صادر کردند تا از وضعیت جسمانی ،رشد و حنجره طلایی پارسا خائف در دوران حساس بلوغ و نوجوانی محافظت کنند. 
کنش اصحاب فرهنگ و هنر در تبریز با این نگاه به فرهنگ و هنر بسیار ستودنی است و این کنش معنی دار در جای جای ایران اسلامی باید به یک الگو تبدیل شود. شهر تبریز با این نوع تفکر در طول تاریخ به شهر اولین ها تبدیل شده است. محمدحسین بهجت تبریزی را ساختار فرهنگی تبریز به تنها شهریار ایران تبدیل کرد. آری به زیبایی گفته اند که جامعه انسان را می سازد. جامعه فرهنگی شهریار و ستارخان و... را به عرصه فرهنگ و هنر و سیاست تحویل می دهد و اجتماعی هم به نخبه کشی روی می آورد.
رویکرد دوم: برخی از فعالان فرهنگی و رسانه ای اردبیل در یک اقدامی ناپسند به استهزاء و تمسخر شاعر وعارف معاصر ایران و اردبیل ، شاعر عاشورایی ، شاعر فیلسوف ، معلم دلسوز ، شهروندی قانون مدار در یک کلام یک انسان می پردازند. عارفی که می توانست به اروپا یا کشور آذربایجان و ترکیه مهاجرت کند و حتی بسیاری از دانشگاه ها زمینه حضور را برای این عارف نامی زمینه سازی کرده بودند ولی این معلم دلسوز اراده کرده بود بماند تا بر روی فرهنگ و هنر در اردبیل کار کند و شاگردانی پرورش دهد تا شوره زار فرهنگی اردبیل به گلزار فرهنگی همچون تبریز تبدیل شود. این استاد ادبیات هر هفته در استان های مختلف برای سخنرانی و شعرخوانی دعوت می شود ولی افسوس که در شوره زار اردبیل به تمسخر می گیرند. اف بر این جماعت که با عقده های شخصی فضای فرهنگی استان را به ابتذال کشانده اند.
در هر روی در یک هفته دو رویکرد کاملا متضاد را در شهر تبریز و اردبیل شاهد بودیم در رویکرد اول که در شهر تبریز اتفاق افتاد آیه فتبارک الله احسن الخالقین معنی می شود. انسان تا سرحد عشق و توحید مست  می شود.
اما در رویکرد دوم تئوری انسان گرگ انسان توماس هابز تفسیر می شود. مگر می شود فاصله جغرافیایی ۲۴۰ کیلومتری در عرصه فرهنگ به فاصله ۱۳ قرنی منتج شود. چه باید کرد؟ دوستداران فرهنگ و هنر در اردبیل باید به شکم های خود سنگ ببندند و خون جگر خورند تا این فضای غیرفرهنگی را به فضای فرهنگی تبدیل کنند.از این بی حرمتی هر کس ساکت باشد جفایی بزرگ در حق شعر و هنر و شعر عاشورایی اردبیل کرده است.

 

/در بازنشر این نوشتار از سی روز آنلاین امانتدار منبع انتشارباشیم/ 

 

اشتراک گذاری
ثبت دیدگـاه
Captcha
دیدگاه های کاربران